سر چشمه و ريشهی اين واژه زيبا و گوش نواز در اوستا و " بئشه زه" میباشد که به چم و معنی «آسيبزدا» و" بئشه زو" به معنی «آسيبزدايی» است.
ايرانيان از بيش از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بودهاند. از اين رو، ريشهي بسياري از دستاوردهاي بشر را در اين تمدن ميتوان يافت. براي مثال، نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازميگردد. به علاوه، در قديميترين بخشهاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزنهاي سوراخدار پيدا شده است.
اين دستاوردهاي و نوآوريهاي ديگري كه در دورانهاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آنكه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني ميپوشيد. در اين جا به برخي از نوآوريهاي ايرانيان در زمينهي پوشاك و پارچه اشاره ميشود.
ميگويند آينده از آن ملتي است كه گذشته خود را ميشناسد. يا به بياني ديگر ملتي كه گذشته خود را نميشناسد، نميتواند آيندهاش را بسازد. معلوم نيست ايرانيهاي امروز مصداق اين جمله باشند شايد هم گذشته را به خوبي ميشناسند اما براي اثبات خودشان به گذشته بياعتنا هستند. در هر صورت چه آن را بشناسيم و بياعتنايي كنيم و چه نشناسيم، در رفتار امروزمان نشانههاي كاربست تجربه پيشينيان کمتر به چشم ميخورد. بيتوجهي به گذشته در عرصههاي متفاوت و مختلفي قابل پيگيري است و رفتار اقتصادي دولت و مردم روابط اين دو، يكي از بهترين عرصههاي مشاهده اين تغييرات است.
جام اسب شاخدار يك جام زرين با نقشهايي زيبايي از اسب شاخدار است كه در جايي به نام چراغعلي تپه(تپهي مارليك) در رودبار رحمت آباد سپيد رود گيلان به هنگام كاوشهاي گروه باستانشناسي دانشگاه تهران به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان در سالهاي 1340 و 1341 خورشيدي پيدا شد. در اين جا چكيدهي توصيف باستانشناسي دكتر نگهبان را از اين جام بسيار بارزشمند ميخوانيد.
پادشاهان اشكاني پيروزيهاي درخشان خود را در برابر روميها مديون مانورهاي برق آسا و دلاوريهاي سوارنظام چالاك و ماهر پارتها بودند. پوشش و جنگآوري سواران سبك اسلحه پارتي، به اندازهاي بوده كه اغلب در موقع تاخت به چابكي روي زين برگشته و به طور قيقاج تير ميانداختند و با اين وصف تيرشان كمتر به خطا مي رفت. اين شيوهي جنگاوري اكنون به صورت واژهي Parthian Shot در فرهنگ واژگان انگليسي ماندگار شده است.
گرچه پيرامون تركيب و سازمان ارتش اشكاني مانند ارتش هخامنشي مدركهاي درست و كاملي در دست نيست، اما شرحي كه مورخان معتبر رومي از رشادت و چالاكي و مهارت سوارنظام پارث در تيراندازي ذكر كرده اند و بنا بر آنچه از شرح رويدادهاي جنگهاي بين ايران و و روم برميآيد، ميتوان گفت كه پادشاهان اشكاني پيروزيهاي درخشان خود را در برابر روميها مديون مانورهاي برق آسا و دلاوريهاي اين رسته هستند و شهرت و افتخار تاريخي سواران ايران در واقع از همين دوره آغاز مي شود. پس در اين كه رستهي اصلي و عمدهي ارتش ايران در دوران اشكاني قسمت سواران بوده محل ترديد نيست وبه علاوه رستهي پياده و اسوارانهاي جماز هم به كار ميرفته است. بنابر آنچه از گفتههاي مورخين رومي مانند پلوتارك، ژوستين و غيره بر ميآيد، سوارنظام ايران در زمان اشكانيان به دو قسمت ممتاز تقسيم مي شده است:۱ سوار سبك اسلحه. 2- سوار سنگين اسلحه

من داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهاي داراي همه گونه مردم، شاه در اين سرزمين دور و دراز، پسر ويشتاسب هخامنشي. من پارسي هستم از پارس مصر را گرفتم. فرمان كندن اين ترعه را دادم. از رودخانهاي به نام نيل كه در مصر جاري است تا دريايي كه از پارس ميرود. پس از آن اين ترعه كنده شد، چنانكه فرمان دادم و كشتيها از مصر از ميان اين ترعه به سوي پارس روانه شدند، چنانكه من ميخواستم.
تاريخشناسان دورهي چيرگي هخامنشيان را بر مصر، نخستين دورهي فرمانروايي ايران بر آن سرزمين ميدانند، چرا كه دومين دورهي فرمانروايي ايرانيان بر مصر در زمان ساسانيان بود. از آن دوره آثار فراواني شامل سنگنبشتهها، لوحها، مجسمهها، ظرفهاي گلي و سفالي، مهرها و نوشتههايي روي پاپيروس به خط مصري برجاي مانده است كه هر يك از آنها صفحهي درخشاني از تاريخ باشكوه هخامنشيان را نشان ميدهند و شايسته است اين آثار از نظرهاي متفاوت مورد بررسي و پژوهش قرار گيرند. اين مقاله نيز با همين هدف نوشته شده است و به شرح سنگنبشتههايي ميپردازد كه به فرمان داريوش بزرگ به مناسبت حفر كانال نيل برپا داشته بودند.
فكر ساختن كانالي كه درياي سرخ را به رود نيل، در قلب كشور مصر، پيوند دهد، از سال 517 پيش از ميلاد، يعني پس از لشكركشي داريوش به مصر در سال چهارم سلطنت به فكر داريوش رسيد.1 تا پيش از كندن اين كانال، براي رفتن به مصر بايد از راه خليج فارس و فرات به سوريه و از آنجا از شهر صور با كشتي و يا از راه فلسطين و شبهجزيرهي سينا به مصر ميرفتند2 و اين همان راهي بود كه كمبوجيه(521-529 پيش از ميلاد) نيز به سال 525 پيش از ميلاد از آن استفاده كرده بود.3
سرزميني كه اكنون به نام ايران مشهور است، بخشي از سرزمين پهناوري است كه خاستگاه نخستين تمدنها بوده و ساليان دراز پيشرو ديگر تمدنهايي بوده است كه در جاهاي ديگر جهان پديد آمده بودند. بيشتر مردم ايران، سرزمينشان را با پيشينهي تمدني 2500 ساله ميشناسند، حال آنكه پيشينهي تمدني اين سرزمين دستكم به 10 هزار سال پيش ميرسد و تاريخ 2500 ساله فقط به تاريخ امپراتوريهاي بزرگ ايراني باز ميگردد.
سرزمين ايران با پايان گرفتن دورهي باران در 10 تا 15 هزار سال پيش از ميلاد و آغاز عصر خشكي، كمكم براي زندگي انسان مناسب شد و تكاپوي انسان پيش از تاريخ در آن آغاز شد. آثار برجاي مانده از چنين انسانهايي را در سال 1949 ميلادي در غار تنگپبده( Pabda )، در كوههاي بختياري در شمالشرقي شوشتر پيدا كردند. سپس در هزارهي پنجم پيش از ميلاد، كه با پسروي آب و بارور شدن دشتهاي ايران همراه بود، نخستين سكونتگاههاي بشري در دشت سيلك، نزديك كاشان، ساخته شدند.
در پاييز 1340 شمسي هنگام بررسي منطقهي رودبار استان گيلان براي آمادهكردن نقشهي باستانشناسي ايران، تپهاي در شمال دهكدهي "نصفي" در درهي گوهر رود كشف شد كه از نظر تاريخ و هنر گذشتهي ايران از هر نظر جايگاه ويژهاي دارد. اين تپه آثار ارزندهي قبرستان فرمانروايان و سرداران قومهايي را در خود پنهان داشته است كه در سالهاي پاياني هزارهي دوم تا سالهاي آغازين هزارهي يكم پيش از ميلاد در شمال ايران فرمانروايي ميكردهاند. اين تپه، كه امروزه با نام تپهي مارليك شناخته ميشود، از ميانهي پاييز 1340 تا پايان پاييز 1341 به سرپرستي دكتر عزت الله نگهبان كندوكاو شد و 53 آرامگاه در آن كشف شد كه هر كدام از آنها از آثار ارزندهي هنري پر بود.
آرامگاههاي كشف شده در كندوكاو گورستانهاي فرمانروايان مارليك، با وجودي كه بنابر قدرت و اهميت و ثروت صاحبان خود از نظر ساختمان و چيزهاي درون آنها، با هم تفاوت داشتند، اما همگي نشاندهندهي باورها و انديشههاي قومهاي گذشتهي آنجا دربارهي زندگي پس از مرگ است. همچنين سندهاي ارزندهاي براي باستانشناسان در زمينهي پيشرفت هنر و صنعت ايران در گذشته است كه امروزه بررسي آنها كمك شاياني به روشن شدن گوشههاي تاريك تاريخ كشور ميكند. جام افسانهي زندگي يكي از اين آثار ارزنده است كه نشان ميدهد چگونه يك هنرمند باستاني كوشش كرده است داستاني را در چند صحنهي از آغاز تا پايان بر ديوارهي يك جام طلايي به نمايش بگذارد.
بنابر افسانههاي ايراني نخستين ايراني كه به كشتي سازي پرداخت جمشيد پادشاه سلسله پيشداديان بود كه با كشتي خود بر آب گذر كرد و از كشوري به كشوري رفت. شاهنامه فردوسي دربارة او ميگويد:
|
زكشور به كشور برآمد شتاب |
گذر كرد از آنپس بكشتي بر آب |
پس از او در زمان سلطنت ضحاك نيروي دريائي عظيمي براي تنبيه و سركوبي بهو پادشاه سرنديب (سيلان) كه از دست نشاندگان مهراج پادشاه هند بود اعزام گشت. ظاهراً مهراج غفلتاً با شورش بهو مواجه شده بود و از ضحاك پادشاه بزرگ كه او را تحت حمايت خود داشت و در آن زمان در بيت المقدس بود كمك خواست. پادشاه ماردوش به اين تقاضا توجه كرد و فرمانهائي براي گرشاسب سردار ايراني فرستاد كه به هند برود و بهو را دستگير سازد و در دربار مهراج بدار بكشد. در گرشاسب نامه علي بن اسدي كه در سال 458 هجري نوشته شده اين فرمان چنين آمده است:
|
سرنديب شه را زكين ساز كن |
سوي كشور هند پرواز كن |
|
بدگاه مهراج بركش بدار |
بهو را ببند و از آنجا بيار |
بدينگونه نيروي دريائي مركب از چند هزار كشتي از بيت المقدس حركت كرد.
|
بيارند كشتي هزاران هزار |
بفرموده ام تا ز دريا كنار |
(گرشاسب نامه)
زیگورات در آیین های باستانی
کلمه زیگورات یا زیقورات از فعل آکدى «زقارو» که به معناى بلند و برافراشته ساختن است، گرفته شده است. زیگورات بنایى چندطبقه هستند کاربرد مذهبی داشته و مردم برای عبادت و قربانی کردن در این اماکن حضور می یافتند. این زیگورات ها محل نگهدارى مجسمه خدایان و انجام مراسم مذهبى بوده اند)قدیمی ترین زیگورات کشف شده در بین النهرین مربوط به ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است. بعد از اسلام معماران برای ساختن منارها با توجه به حجم و کاربری زیگورات ها از آنها الهام گرفته اند. فرم کشیده و هرمی و یادمانی بودن آنها گواه این موضوه است. نمونه واضح آن، شباهت زیاد بین مناره مسجد جامع سامره با عمارت برج زیگورات بابل است که با توجه به فاصله مکانی کم آن دو، محققین را در تاثیرگذاری به اعتراف واداشته است. (زمرشیدی، 1374؛ 156)
حاصل کشوري که گهواره تمدن بشري است
آذرباد : يکي از موبدان و دانشمندان ايراني در زمان اردشير بابکان
آذربرزين : پسر فرامرز که با بهمن پسر اسفنديار جنگيد که يکي از پهلوانان ايراني ميباشد و آتشکده اي هم به همين نام وجود دارد
آذر کيوان : حکيمي و عالمي ايراني از سرزمين فارس که در قرن يازدهم هجري حيات داشته است
آرتاخه : دوره هخامنشی (زمان خشایار شاه) مهندس و سازنده کانال آتوس
آرش : ملقب به کمانگير . پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طربستان تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين فدا نمود
اسکیلاس : دوره هخامنشی (زمان حکومت داریوش از سال 486- 521 ق.م.) دریا نورد و مکتشف و مهندس سازنده قنات
آريه : سردار معروف و بزرگ ايراني که به حمايت از پادشاهي کورش صغير برخواست
از ميان بزرگترين رجال طبرستان و ديلم كه مدتهاي متمادي با سامانيان و سپاهيان خليفه عباسي براي تحصيل قدرت و استقلال در زد و خورد بودند ، ابوالحجاج مرداويج پسر زيار پسر مردانشاه ، از همه بزرگتر و شجاعتر بوده است . وي منسوب هب خاندان امراي گيلان بوده كه از طرف مادري از اعقاب سپهبدان رويان به شمار مي رود.
آغاز شهرت مرداويج از اوايل سلطنت نصربن احمد ساماني (301 – 331 )بوده كه در آغاز امر در خدمت قراتكين يكي از امراء احمد بن اسمعيل و نصر بن احمد در خراسان به سر مي برد و چون اسفار پسر شيرويه در گرگان قدرت يافت ، مرداويج از خدمت قراتكين به نزد اسفار آمد و به عنوان سپهسالار به خدمت وي در آمد و از اسباب مهم فتوحات اسفار در جنگهاي مختلف شد . مرداويج پس از ورود به خدمت اسفار ، با او از گرگان به فتح طبرستان رفت و آن منطقه را فتح كرد و سپس به همراهي اسفار به ري رفته و آنجا و زنجان و ابهر و قزوين و قم را نيز به تصرف اسفار در آورد . به قولي در همين سال ( 316 ) اسفار در نتيجه شورش مرداويج مردي كشته شد . بدين ترتيب كه اسفار مرداويج را نزد سالار ، صاحب شميران و طارم فرستاد تا او را به اطاعت در آورد و چون مرداويج به نزد او رسيد ، با يكديگر همداستان شدند و سوگند خوردند و پيمان بستند كه اسفار را به سبب جور و ستمي كه به مردم مي كرد ، از ميان بردارند .
حکومت پادشاهان صفوي‚ با آمدن شاه اسماعيل اول آغاز و با رفتن شاه عباس سوم پسر شاه طهماسب دوم خاتمه يافته است . دولت مقتدر و ایرانی صفویان که ایران بزرگ و قدرتمند را پس از حدود یکهزار سال شکل دادند را میتوان زنده کننده هنر , قدرت و فرهنگ ایرانی دانست . این سلسله با پشتوانه هزاران سال تمدن ایران , هنر اسلامی را جهانی کرد و به دین و فرهنگ عرب رنگ و بویی جهانی و شگفت انگیز داد . شاه عباس یکم صفوی به دلیل رشادت های بسیاری که در طول زندگی اش برای سرافرازی ایران انجام داد به شاه عباس کبیر شهرت یافت . وی پسر سلطان محمد صفوی نامبردار به خدابنده فرزند بزرگ شاه تهامسب یکم و نوه شاه اسماعیل یکم سرسلسله خاندان صفوییان است . مادر وی خیر النسابیگم دختر میر عبدالله خان والی مازندران بود و نسب او به سید قوام الدین نامبردار می رسد . شاه عباس بزرگ در سال 978 هجری قمری در شهر هرات ایران ( که امروزه به اشغال افغانستان در آمده است ) مرکز فرمانروایی خراسان بزرگ چشم به جهان گشود . در سال 980 در سن 1.5 سالگی به میرزایی در هرات سپرده شد و شاهقلی سلطان با عنوان لله گی او در مقام امیرالامرایی خراسان ماند و از او مراقبت نمود . در سال 996 برابر با 1588 میلادی در سن 18 سالگی به پادشاهی رسید . در زمان زنده بودن پدرش در سال 996 از خراسان به قزوین رفت و بر تخت پادشاهی نشست . سلطان محمد خدابنده که در شیراز بود ناچار شد پادشاهی را به وی واگذار نماید . شاه 18 ساله ایران هنگامی که بر تخت نشست اوضاع ایران بسیار هرج و مرج بود . سپاه متجاوز ترکان عثمانی به ایران یورش آورده و شهرهای ایران را اشغال نموده بودند . ازبکان در مرزهای شمال شرقی ایران وارد شهرهای ایران شده بودند و مردم بیگناه را کشتار میکردند .
بخشی از بنای آتشكده ری در زمان حمله اسكندر به ایران خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهارطاقی و زیبای این آتشكده به صورت دو میل باقی ماند.
آتشكده ری یا «تپه میل» یادگاری از دوره ساسانیان و شاید قدیمی ترین آتشكده است.این بنای قدیمی بقایای آتشكده بزرگ ری است، یكی از مهمترین آتشكده های پیش از اسلام كه به روایت تاریخ طبری از آن قدیمی تر وجود ندارد.
بخشی از بنای آتشكده ری در زمان حمله اسكندر به ایران خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهارطاقی و زیبای این آتشكده به صورت دو میل باقی ماند. از این رو بقایای به جای مانده از آتشكده ری را كه بر تپه ای واقع شده، تپه میل می خوانند.بنای آتشكده از سنگ و آجر با ملات ساروج است كه در ساختمان آن از خشت نیز استفاده شده است.
این جزء كوچك و مهجور جنوبی پایتخت، آن ری كهنی نیست كه در تاریخ می شناسیم چرا كه ری كهن علیرغم تغییر ماهیت خود در میان انبوه ساخت و سازهای امروزی از نظر قدمت همزمان با بابل و نینوا و از نظر اهمیت از شهرهای بزرگ دوران ماد، هخامنشی و اشكانی بشمار میرود و از نظر عظمت در سده های نخستین اسلام، از مهمترین بلاد بشمار می آمده و در دوره های مختلف تاریخی پایتخت ایران عزیز بوده است.

شهرهاي تاريخي جهان بعضاً به واسطه زمينه هاي تاريخي فرهنگي مشترکي که دارند، سعي در حفظ و حراست از آنها داشته و در اين راستا نسبت به ايجاد يک رابطه غير متمرکز از طريق انعقاد قراردادي موسوم به خواهرخواندگي اقدام نموده و سعي مي کنند با اعزام گروههاي کارشناسي از تجربيات يکديگر استفاده نمايند.
شهر اصفهان نيز به عنوان اولين قدم در اين زمينه با شهر تاريخي شيان از جمهوري خلق چين رابطه خواهرخواندگي برقرار و پس از آن يادداشت تفاهم ديگري با شهر کوالالامپور در کشور مالزي منعقد کرد.
براساس قرارداد خواهر خواندگي اين شهرها در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، عمراني و ... با يكديگر همكاري مي كنند. شهر اصفهان نيز تاكنون پذيراي هيات هاي زيادي از شهرهاي خواهرخوانده اش بوده است كه حاصل اين ديدارها تحولات به وجود آمده در اين شهر تاريخي است.

معروف به: سعادت آباد، پل هفت دست و پل درياچه
موقعيت: خيابان كمال اسماعيل
سال تاسيس: 1065 هجري(دوره شاه عباس دوم)
عرض آن 6 متر و طول آن 147 متر
ارتباط باغ هاي سلطنتي دو ساحل شمالي و جنوبي رودخانه با باغ هاي وسيع سعادت آباد، و بناهاي با شكوه هفت دست، آئينه خانه، كشكول و نمكدان برقرار مي ساخت و محل عبور خانواده شاه صفوي، امرا، اشراف، مهمان ها و سفيراني بود كه اجازه ملاقات با شاه عباس دوم را مي يافتند
موقعيت: خيابان مطهري بين پل فلزي و پل وحيد
واسطه اتصال دو ساحل شمالي و جنوبي رودخانه در غربي ترين قسمت شهر اصفهان بوده شكل امروزي اين پل با نماي ساختماني عصر صفوي تغيير اساسي نكرده است ولي تعميرات مكرري را سر گذارنده است
این پل در اصل ماربین نام داشته كه اسم تصحیف «مهربین» از فرهنگ اوستایى است و در طى 15 قرن تاریخ اسلامى ایران پیوسته به همین نام شناخته شده و در غربىترین قسمت شهر اصفهان بوده است. این پل در عصر صفوى تغییرى نكرده ولى تعمیرات مكرّر داشته است.

معروف به: جسر حسين،جي
قديمي ترين پل اصفهان كه پيشينه آن به قبل از اسلام بر مي گردد
از نظر معماري فوق العاده جالب توجه است اساس و بنياد آن به دوره ساسانيان مربوط است ولي ساختمانهاي روي پل از نحوه معماري دوره اسلامي متاثر گرديده اند
قديمي ترين پل زاينده رود، پل شهرستان است كه در 4 كيلومتري شرق اصفهان قرار گرفته و در حال حاضر در محدوده شهر است. اين پل در قديم جسر حسين و پل جي نيز ناميده مي شد. مافروخي اصفهاني در كتاب محاسن اصفهان كه به زبان عربي است از اين پل به نام جسر حسين ياد كرده است و عماراتي را كه نزديك آن هستند به نام قصر مغيره و قصر يحيي نام مي برد.

عمارت تاريخی «رکيب خانه» که در مرکز شهر اصفهان و نزديک بناهای مشهوری همچون «تالار اشرف»، «کاخ چهلستون»، «عالي قاپو» و «توحيد خانه» قرار دارد از جمله بناهای بافت قديم اصفهان به شمار می رود که در اوائل قرن يازدهم هجری مقارن با سلطنت شاه عباس اول به عنوان يکی از بناهای مجموعه دولتخانه صفوی احداث شد. با مراجعه به منابع و مأخذ مختلف دوران صفوی و با توجه به کلمه «رکيب خانه» مشخص می شود که اين عمارت محل نگهداری لوازم سوارکاری و يراق آلات اصطبل دولتی بوده است.
با اضمحلال حکومت صفويه عمارت «رکيب خانه» متروک گرديد و بعدها در عصر قاجار به دستور حاج محمد حسين خان صدر اصفهانی صدر اعظم نيک انديش فتحعليشاه احياء شد. در دوره حکومت «مسعود ميرزا ظل السلطان» بعد از انجام تعميرات و الحاقاتی که با آن دوره سازگار بود به عنوان محل زندگی اين حاکم تعيين گرديد.

ارامنه مقیم جلفاى اصفهان در ساحل جنوبى زاینده رود فرزندان ارامنهاى به شمار مى روند كه در دوره پادشاهى شاه عباس اول به فرمان آن شهریار از مسكن اصلى خود جلفا در كنار نهر ارس به پایتخت وى كوچ داده شدند. توجه مخصوص شاه عباس به ارامنه اصفهان سبب شد كه ارمنیان شهرهاى دیگر ایران نیز به اصفهان روى آوردند و در اندك زمانى بر جمعیت و وسعت جلفا افزوده شده و چون از پرتوكار و تجارت ثروتمند شدند به ساختن خانهها و كاروانسراها و كلیساهاى بزرگ همت گماشتند از آن جمله خواجه نظر از بازرگانان معتبر جلفا دو كاروانسراى بزرگ بنیان گذاشت و نزدیك هفت هزار تومان به پول آن زمان صرف این كار كرد. یكى دیگر از تجار بزرگ ابریشم به نام خواجه آودیك نیز در جلفا كلیساى زیبایى ساخت كه با چراغها و قندیلهاى زرین و سیمین و تابلوها و تصاویر گرانبها زینت یافته و تمام مخازج آن را در حیات خود به عهده گرفت. این كلیسا كه در زمان شاه عباس به نام كلیساى آودیك معروف بوده امروز در حاشیه خیابان نظر و میدان جلفا قرار دارد و به نام كلیساى مریم معروف شده است.

كوه كم ارتفاعى است در هشت كیلومترى مغرب اصفهان، كه قسمت بالاى آن را ویرانه هایى از خشت ضخیم و محكم تشكیل داده و به گفته مورخین یكى از آتشكده هاى معروف اصفهان بوده است. اگرچه تعیین تاریخ قطعى ساختمان مشكل مىنماید، ولى آنچه مسلم است از دوره ساسانى جدیدتر نمىتواند باشد.
بر روی كوه كوچكی به فاصله 20 كیلومتری از سوی باختر اصفهان و در جلگه با صفای فرح انگیز قرب و مشرف بر رودخانه زاینده رود عمارات ویران و آثاری قرار دارد كه به احتمالی به دوره اشكانی و به زعم قوی متعلق به دوره ساسانیان است . موقعیت محلی از این باب كه زردتشتیان قدیم آتش مقدس را همواره در جایی قرار می داده اند كه در دیدگاه مردم باشد و دیگر كیفیت و نقشه ساختمان و مصالحی كه در آن به كار رفته و شهرت این محل بر حسب وجود منابع بسیار به آتشگاه همه و همه نشان می دهد كه برروی این كوه یكی از آتشگاههای زردشتی وجود داشته است و در روی بلندی بر همه جا اشراف داشته است . مصالح ساختمان آن اگر چه گل وخشت است ولی باز هم قدمت وكهولت از آن پیداست .
عمارت تاریخى «هشت بهشت» نمونه اى از كاخهاى محل سكونت آخرین سلاطین دوره صفویه است كه در دوره شاه سلیمان در سال 1080 هجرى بنا شده است. كاشی كاری هایی كه انواع حیوانات پرنده، درنده و خزنده برروی آن نقش بسته، از آثار این كاخ بشمار میآیند . از باغ وسیع «هشت بهشت» مقدار زیادى باقى نمانده ولى قصر تاریخى آن هنوز اثر ارزنده و جالبى است كه پس از انقلاب پاركى در اطراف آن ساخته شده است.
این قصر كه نمونه منحصر به فردى از معمارى كاخهاى عهد صفوى است، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالىقدر را در این كاخ به حضور مىپذیرفته است. این كاخ داراى 5 طبقه است كه هر طبقه تزئینات مخصوص دارد. در زمان شاه عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتشبازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى كردند . این قصر كه «دولتخوانه مباركه نقش جهان» و «قصر دولتخوانه» نام داشت، نمونهمنحصر به فردی از معماری كاخهای عهد صفوی است. مینیاتورهای هنرمندانه رضاعباسی،نقاش معروف عهد شاهعباس، نقاشیهای گل و بوته، شاخ و برگ، اشكال وحوش و طیور و گچ بری های زیبای آن به شكل انواع جام و صراحی در تاقها و دیوارها تعبیه شده است . گچبری های اتاق صوت با هدف آكوستیك طراحی و اجرا شدهاند تا نغمهها و صداها به طور طبیعی و دلنشین شنیده شوند


این پل كه در نوع خود شاهكارى بىنظیر از آثار دوره سلطنت شاه عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله وردىخان بنا شده. این پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طویل ترین پل زاینده رود است كه در سال 1005 هجرى ساخته شده است. در دوره صفویه،مراسم جشن آبریزان یا آبپاشان ارامنه در كنار این پل صورت میگرفت. ارامنه جلفا، مراسم «خاج شویان» را نیزدر محدوده همین پل برگزار میكردهاند. پل مزبور یكی از شاهكارهای معماری و پل سازی ایران و جهان محسوب میشود.
در سال 586 ق م بخت النصر پادشاه اشوری بابل اورشلیم ( اورخالم ) را گرفت ومعبد حضرت سلیمان را ویران کرد کشتار بسیار کرد و مظالم بر قوم یهود روا داشت پس از ان هزاران هزار نفر از قوم یهود را اسیر کرده واز وطنشان به بابل کوچ داد . انها سالها در بابل در عین اسارت برای حفظ مذهب و معتقدات خود کوشیداند کمال مطلوب انها ازادی از دست حکومت ستمگر اشور ( نیاکان اعراب ) و بازگشت به وطن خود و تجدید بنای ان سرزمین ویران شده بود در رویای ساخت حکومتی که دیگر دچار سستی وانقراض نشود روز به شب و شب به روز میرساندن اشعیا نبی میفرماید: یهودا بدست اشوری ها خراب خواهد شد و بعد اشور هم از جهت ظلم و کبر پادشاهانش منقرض خواهد شد.
