<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>iranbastan</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/</link>
<description>ایران سرزمین شیران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 24 Dec 2009 11:52:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>كريسمس الگوبرداري از شب يلداست </title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#cccccc&gt; رئيس بنياد ايران‌شناسي چهارمحال و بختياري گفت: جشن كريسمس كه بزرگ‌ترين جشن اروپايي‌هاست، الگوبرداري از آيين باستاني شب يلداي ايران است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;عباس قنبري امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در شهركرد شب يلدا، طولاني‌ترين شب سال را يكي از بزرگ‌ترين جشن‌هاي ايرانيان باستان برشمرد و اظهار داست: در ايران و سرزمين‌هاي هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام شب چله يا شب يلدا نام مي‌برند كه هم‌زمان با شب انقلاب زمستاني است. &lt;BR&gt;وي جشن شب چله را همچون بسياري از آيين‌هاي ايراني ريشه در رويدادي كيهاني دانست و افزود: به دليل دقت گاهشماري ايراني و انطباق كامل آن با تقويم طبيعي، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستاني برابر با شامگاه سي‌ام آذر ماه و بامداد يكم دي‌ ماه است. &lt;BR&gt;استاد ادبيات دانشگاه شهركرد ادامه داد: آغاز بازگشت خورشيد بسوي شمال ‌شرقي و افزايش طول روز، در انديشه و باورهاي مردم باستان به عنوان زمان زايش يا تولد ديگرباره خورشيد دانسته مي‌شد و آنرا گرامي و فرخنده مي‌داشتند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Dec 2009 11:52:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از چلّه‌ی ديروز تا يلدای امروز</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;شب چله، يلدا، ميلاد مهر، خورشيد شکست‌ناپذير&lt;/FONT&gt;&lt;A name=f1&gt;&lt;A href=&quot;http://www.aftab-magazine.com/5/page1:1#r1&quot;&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;١&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;، يا هر آن‌چه آن را بناميد، آخرين شب پاييز و ديرپا‌ترين شب سال است. ساکنان فلات ايران، از چندين هزار سال پيش اين شب را گرامی داشته‌اند. درحالی‌که در هيچ دوره‌ای از تاريخ کشورمان، هيچ حکومتی اصراری به گرامی‌داشت اين شب نداشته است، اما هم‌چنان ايرانيان اين شب را پاس می‌دارند و در زنده نگه‌داشتن اين آيين می‌کوشند. تداوم ديرگاه اين جشن، سخن از کهن‌سالی و قدمت آن دارد. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;با وجود ريشه‌ی چند هزار ساله‌ی اين آيين در فرهنگ ملی ايرانيان، اتفاق نظری مبنی بر سبب پيدايش و گرامی‌‌داشت آن وجود ندارد. روايات مختلفی در باب نام‌گذاری و چگونگی پيدايش اين آيين‌ها آمده است. برخی معتقدند که مردم باستان، اين شب را شب تولد خورشيد می‌پنداشتند و گروهی بر اين باورند که ظهور يا تولد مهر (ميترا) در اين شب صورت پذيرفته است. بعضی ديگر اين شب را مصادف با ميلاد عيسی مسيح (ع) می‌دانند، درحالی‌که برخی می‌گويند پس از گرويدن پيروان آيين مهر به مسيحيت، اين شب که جزو مهم‌ترين اعياد آيين مهر است، به‌عمد روز ميلاد مسيح ناميده شد تا اربابان کليسا با استفاده از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری در ميان مردم داشته باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;بنا به اهميت اين درازآهنگ‌ترين شب سال در فرهنگ چند هزار ساله‌ی ايرانيان، سرمقاله‌ی اين نسخه‌ی آفتاب را به بررسی پيشينه‌ی تاريخی شب چله اختصاص داده‌ايم. در اين مجال به ريشه‌های به‌جامانده و مرتبط با آيين مهر خواهيم پرداخت و در ادامه به رابطه‌ی شب يلدا و ميلاد مسيح. هم‌چنين از ردپای اين آيين در فرهنگ تمدن‌های ديگر سخن خواهيم گفت. در آخر از اثرات و نشانه‌های چله و يلدا در ادبيات فارسی کهن و ايران امروز نمونه‌هايی خواهيم آورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Dec 2009 23:51:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>  «سواستيكا» نشان رازآميز</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#cccccc&gt;فرهنگ ما  آن درخت تنومند و بالنده اى است كه ريشه در ژرفاى زمين و زمان دارد و در برابر توفان ها ايستاده و خم نشده است. ايران با اين درخت گشن (۱) و بارآور خود بارها دچار خيره سرى ها و ويرانگرى ها شده و آفرينش هاى هنرى و فرهنگى گرانمايه ما به دست فرومايگانى به آوار «غارت» رفته است. ملتى كه بر سر در دانشگاه گندى شاپور در ۱۷۰۰ سال پيش از اين مى نويسد: «شمشيرهاى ما مرزها را مى گشايد و دانش و فرهنگ ما دلها و انديشه ها» ، چگونه مى تواند فرهنگ و روش زندگى خود را به دست فراموشى سپارد؟ گزافه نيست كه ايران را سرزمين چليپا(۲) بناميم.&lt;BR&gt;در هرجاى اين سرزمين مقدس مى توان آن را ديد. هيچكس يك سويه حق ندارد آن را از آن خود و خاستگاه آن را در سرزمين خويش بداند، آرياها سزاوارترند و در ميان آنان ايرانيان و هنديان در رده نخست قرار دارند.&lt;BR&gt;اگر اين نشانواره(۳) در بردارنده كيفيات آسمانى نبود، اين چنين در دل نمى نشست. اين نشانواره با اعتقاد و ايمان دينى سرشته، به معبد و مسجد راه يافته و جاودانه بر مهرابه نشسته وآنها را آراسته است.&lt;BR&gt;نقشى كه گاه مظهر الوهيت، نماد خورشيد، فروغ بى پايان، نظم هستى، آتش، فراوانى، آذرخش و جاودانگى است.&lt;BR&gt;نگاره اى كه آرياييان، مصريان، آشوريان كهن، بوميان آمريكا، بودائيان و مسيحيان به كار برده اند اما صاحب راستين آن آرياييان هستند.&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 21:04:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغـاز نگـارش</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Nazanin&quot;&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=4&gt;ايران در اواخره هزاره سوم ق.م. &lt;/FONT&gt;&lt;?XML:NAMESPACE PREFIX = O /&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Nazanin&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#cccccc&gt;طي هزاره سوم و اوايل هزاره دوم ق.م. فلات ايران به چند منطقه فرهنگي متمايز از يكديگر تقسيم شده بود. فرهنگ گرگان سراسر منطقه شرق درياي مازندران را در بر مي گرفت. فرهنگ گيان چهارم- سوم و گودين چهارم، منطقه شرق لرستان را شامل مي گرديد. فرهنگ يانيك ، از شرق آذربايجان آغاز شده و تا قسمتهاي مركزي ايران گسترش يافته بود. در جنوب ، جنوب شرقي و شرق ايران،سه فرهنگ مختلف با سفالهاي منقوش ، فارس، كرمان و سيستان را زير پوشش خود در آورده بود. &lt;/FONT&gt;&lt;O:P&gt;&lt;/O:P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 20:51:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرزمين ايلام</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;نام سرزمين باستاني ايلام به صورت Hat\Hal-tam-ti  و صورتهاي مشابه آمده است. اين نام در خط سومري در صورت هزوارشي Nim.ki  نوشته شده كه به صورت Elam(a)  (در سومري) و Elamtu  (در اكدي) خوانده مي شده است از واژه Hal-tam-ti  و نام امروزي ايلام يا عيلام كه در جهان مرسوم شده است ، برگرفته از گونه نوشتاري در عهد عتيق است متاسفانه شيوه نگارش سومري ونوشتاري عهد عتيق بي توجه به اصل واژه براي برخي اين گمان را ايجاد كرده است كه ايلام يا عيلام را واژهاي سامي، هم ريشه با علي –يعلوا عربي بپندارند و آن را به نادرست و ناروا سرزمين بلند معني كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc size=2&gt;محدوده جغرافيايي &lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;هل تمتي ، ايلام ، در معناي اعم خود ، بر سرزمينهايي در جنوب و جنوب غربي ايران زمين گفته مي شده است كه در برگيرنده دشت خوزستان و پارس، از شرق درياچه هاي تختگان و تشك تا رود مارون، و نيز شايد در برگيرنده سرزمينهاي در شمال دشت خوزستان و پارس بوده باشد.&lt;BR&gt;متاسفانه آگاهيهاي ما از جايها و سرزمينهايي كه در تاريخ هل تمتي سهم بسزايي دارند اوان(Awan  )، سيمشكي (Simashki  ) و حتي سرزمين هل تمتي (ايلام ) در معناي اخص خود اگر هيچ نباشد بسياربسيار اندك است .به سبب بزرگي و شكوه شهر شوش ، دشت نيز شوش خوانده شده است . البته ، بخشي از سرزمينهاي پارس، منطقه تل بيضا و مرودشت و شايد هم بخش بزرگتري از پارس را ( An-za/sha-an ) مي خوانده اند و مركز آن شهر انشان /انزان بوده كه ويرانه هاي آن در مليان تل بيضا در نخستين سالهاي دهه 50 حفاري شده است . شهرهاي باستاني هل تمتي ، هوهنوري / خوخنوري (Huhnuri  ) هيدلو / هيدلي (Hidalu/I  ) پايتخت سوم هل تمتي در زمان آشوريان را به ترتيب درناحيه باشت بابويي و دژ سپيد مي توان در نزديكي فهليان جاي داد . البته ليان (Liyan =بوشهر ) و چند شهر در دشت خوزستان بوده است و براي جاهاي ديگر جايها و شهرهايي كه فراسوي خوزستان و پارس قرار داشته اند تنهامي توانيم به حدس و گمان متكي باشيم .&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt; &lt;/H2&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 20:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آشنايي با كاروانسراهاي ايران</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#cccccc&gt;كلمه کاروانسرا ترکیبی از کاروان (کاربان) به معنی گروهی مسافر که گـروهي سفر می‌کنند و سرای، به معنی خانه و مکان است. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;هـردو واژه برگرفته از زبان پهلوی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;کاروانسرا محل يا بنايي است که کاروان را در خود جای می‌دهد. پلان کاروانسراها معمولاً مربع یا مستطیل شکل است، با یک ورودی برجسته عظیم و بلند، و بدون نقش، با دیوارهایی که گاهی اوقات بادگیرهایی در انتهای آن تعبیه شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;تحول و گسترش کاروانسراهای ایران &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در ادوار مختلف بستگی به وضعیت اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و ... داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;اساس معماري كاروانسراهاي ايران، مانند ساير بناها، تابع شيوه، سنت و سبك رايج زمان بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;با اين ترتيب مي‌توان پنداشت كه كاروانسراهاي پيش از اسلام نيز تابع شيوه معماري زمان بوده و معماري خاصي نداشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;شيوه معماري، محل و منطقه، مصالح ساختماني و موقعيت جغرافيائي نقش موثري در ايجاد اينگونه بناها داشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 21:21:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استر و مردخای</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;اردشیر پسر خشایار، &quot; اردوان&quot; را به تخت سلطنت نشانید. وی چهل و یک سال سلطنت کرد و اختلاف با مصر را که 15 سال به طول انجامید، به نفع ایرانیان خاتمه داد. اردشیر با دختری از یهود به نام استر، که خواهر زاده یکی از درباریان یعنی مردخای بود، ازدواج کرد. به این ترتیب به این ترتیب یهودیان در دربار اردشیر نفوذ زیادی پیدا کردند. در این بین، شخصی به نام هامان که او نیز از درباریان با نفوذ و پرقدرت بود، نسبت به نفوذ روز افزون یهودیان حسادت نمود و از این رو فرمان قتل یهودیان را از اردشیر گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; اما مردخای به وسیله استر همسر اردشیر، این فرمان را از شاه پس گرفت و آنان را نجات داد. از آن پس، یهودیان در اواخر اسفند و اوایل فروردین هر سال ( مصادف با 13 – 15 آدار، در گاهشمار کلیمیان) در سالروز نجات کلیمیان از قتل عام، با دعا و گرفتن روزه و خواندن طومار مگیلا، یا آن را گرامی می دارند و به عنوان &quot; جشن پوریم&quot; برگزار می گنند. این اثر تاریخی از یک طرف، برای قوم یهود زیارتی و قابل احترام است، و از طرف دیگر، به عنوان یک اثر تاریخی، واجد ارزش است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; در خصوص نام استر باید گفت که نام اصلی او &quot; هدسه&quot; بوده، اما چون به طرز شگفت آوری زیبا و خوش سیما بوده است، نام استر یعنی ستاره را بر وی نهاده اند. وی دختر فردی به نام &quot; ابی حایل&quot; بوده است، که در حدود 500 سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین پارس به دنیا آمده و بعد از فوت پدر و مادرش، عمویش (مرخای) سرپرستی او را بر عهده گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;مردخای &quot; از خانواده شاول و از رجال دربار اخشویرش (خشایارشا) و مربی هدسه، دختر عموی خود بوده، که به منصب وزارت نیز رسیده است. وی پسر &quot; پائیز&quot; از نواده های یعقوب پیامبر و از نژاد بنیامین بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 20:55:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا حافظ در پايان عمر پيرو آيين  مهر  و  ا وستا  شده بود ؟</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT color=#cccccc&gt;محمد گلندام كه از شاگردان و مريدان حافظ بوده است و تمامي غزليات وي را، او جمع آوري  و نشر داده است ، در مقدمه غزليات از حافظ به عنوان شهيد ياد مي كند كه در پي فتواي فقها به قتل رسيده است!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;  در كتاب عرفات العاشقين ، نوشته ي اميرتقي الدين ، مي خوانيم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;     آنگاه كه ماموران حكومت در پي فتواي فقها و حكم قوه ي قضاييه به خانه ي  حافظ حمله نمودند تا وي را بازداشت نموده وبه قتل برسانند، بانوان خانه حافظ ، تمامي آثار و نوشته هاي وي را در چاه ريختند تا به دست ماموران نيفتد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;      شمس الدين محمد حافظ شيرازي كه در كودكي قرآن را حفظ نموده بود ، لقب حافظ را  مثل ده ها شخص دوران خود بدست آورد! حفظ تمامي قرآن عادتي شده بود كه كودكان در 8-10  ويا 12  سالگي آنرا وظيفه مي دانستند و در اين سن و سا ل تمامي قرآن را از بر مي خواندند و به ديگران آموزش مي دادند. حافظ در كودكي علاوه بر حفظ و آموزش قرآن ، در يك نانوا يي  نيز كار مي كرد و به كار خمير گيري مشغول بود. حافظ از همان نوجواني به عنوان  رند شيراز  معروف شد. و اين به خاطر زيركي و باهوشي وي بود. رند در لغت به معناي زيرك، هوشيار ، آگاه به اسرار و واقف به علوم بسيار ، مي باشد و نيز به كسي مي گويند كه درونش پاك تر از ظاهرش باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 07:10:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیستان سرزمین رستم</title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;استان‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ با 178431 كیلومتر مربع‌ مساحت‌، بزرگترین‌ استان ‌كشور است‌ و شهرستان‌های‌ آن‌ عبارتند از: ایرانشهر، چابهار، خاش‌، زابل‌، زاهدان‌، سراوان، سرباز‌ و نیك‌ شهر. شهرزاهدان‌ مركز استان‌ است‌. این‌ استان‌ از دو ناحیه‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ تشكیل‌ شده‌ است‌ و در سمت‌ شرق‌ باكشورهای‌ پاكستان‌ و افغانستان‌ مرز مشترك‌ دارد. در قسمت‌ جنوب‌ با دریای‌ عمان‌ و از قسمت‌ شمال‌ و شمال‌غرب‌ با استان‌ خراسان‌ و در قسمت‌ غرب‌ با استان‌ كرمان‌ و استان‌ هرمزگان‌ همجوار است‌ .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 17:14:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مهر تا مهرگان </title>
<link>http://touristleader.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#cccccc&gt;اهورامزدا به اسپیتمان زرتشت گفت: ای اسپنتمان هنگامی که من مهر دارنده دشتهای فراخ را بیافریدم، او را شایسته ستایش بودن مساوی در سزاوار نیایش بودن مساوی با خود من که اهورامزدا هستم بیافریدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;از بند فوق می توان به اهمیت ایزد مهر پی برد. در گاتها به مهر اشاره ای نرفته است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;و حتی در جزو مهین فرشتگان امشاسپند هم نیست ولی سراسر اوستا، سرود گوی مقام و درجه این ایزد است و از عظمت آن سخن می دارد، چنانچه یشت دهم که همان مهریشت است، پس از فروردین یشت،یکی از یشتهای بلند و بسیار قدیم و بی اندازه دلکش است. مهریشت منظوم و به 35 کرده تقسیم شده که در کل 146 بند است، که هر کدام بطور غیر مساوی دارای ابیاتی است ولی به گونه ای نیست که بتوان وزن آنها را مثل گاتها معین نمود و آنها را بریک قاعده کلی قرار داد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 07:54:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=touristleader&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>touristleader</dc:creator>
<guid>http://touristleader.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
